. . . Business Love . . .
زندگی زیبا و قشنگ~ روانشناسی -مد و فشن-مدیریت-روزنامه نگاری-اطلاع رسانی-جامعه شناسی-خبری-آموزشی
نظام سرمایه داری.صنعت فرهنگ و اجتماع مكتب فرانكفورت نامي است كه بر گروهي از روشنفكران آلماني و عمدتآ يهودي اطلاق مي شود كه در اوايل دهه 1920 در انجمن پژوهشهاي اجتماعي فرانكفورت شروع به همكاري كردند. شايد اين نام با كمي تسامح بر اين حلقه گذارده شده باشد چون بررسي آثار و تفكرات اعضاي اين حلقه نشان از علايق پژوهشي گسترده و پراكنده آنها دارد و همچنين اعضاي اين گروه با ظهور نازيسم از فرانكفورت به ساير كشورهاي اروپايي و عمدتآ ايالات متحده مهاجرت كردند اما شايد بتوان نقطه كانوني تفكرات اين دسته از انديشمندان را رويكرد انتقادي آنان نسبت به عقلانيت رسمي شده مدرن و دغدغه نسبت به آن دسته از ارزش هاي انساني دانست كه تحت سيطره پوزيتيسم در محاق رفته است. به اعتقاد مكتب فرانكفورت، پوزيتيويسم به عقلانيت ابزاري دامن زده است. عقلانيتي كه در آن وسايل تبديل به هدف شده اند. عقلانيتي كه در آن نگاه ارزشي به نگاهي عملگرايانه و سودجويانه بدل گشته است. عقلانيتي كه در آن ارزش علم به ايجاد شناخت نيست بلكه ارزش علم به توليد نتايج سودمند مادي و اقتصادي تقليل يافته است. ارزش انسان نه به آگاهي و تعالي او بلكه به ميزان منفعتي است كه ايجاد مي كند. علل یاس اجتماعی در جوانان ایران یاس اجتماع را می توان از پیامدهای طرد اجتماعی دانست. طرد اجتماعی از نظر گیدنز حاکی از راه و روش هایی است که طی آنها افراد از مشارکت کامل در جامعه بزرگتر محروم می شوند. مفهوم طرد اجتماعی توجه ما را به طیف وسیع عواملی جلب می کند که افراد و گروه ها را از داشتن فرصت هایی که پیش روی اکثریت جمعیت است باز می دارد.(گیدنز، 1386 : 466) تعیین جنسیت با خشونت . . . آیا نسل قدیم نژاد اعراب در هند هم نفوذ کرده؟! 12 نفر از زنان یک گروه مبارز علیه تعیین جنسیت جنین در دومین روز از تظاهرات خود در جلوی یک درمانگاه در دهکده نگالی در هند با اقدام پلیس به کار خود پایان دادند ولی هنوز جدال و بحثهای طرفین در دادگاه و رسانهها ادامه دارد. - دکتر راهول مسئول درمانگاه گانش که اتفاقات در جلوی درمانگاه او اتفاق افتاد معتقد است به پلیس زنگ زده اما هیچگونه پول یا رشوهای برای متفرق کرده جمعیت به پلیس نپرداخته، تظاهراتکنندگاه معتقد هستند او بطور غیرقانونی جنسیت جنین مشخص میکند و سقط جنین هم انجام میدهد. - قانون به کارگیری تعیین جنسیت در سال 1994 تصویب شد و از ژانویه 1996 به اجرا گذاشته شد تا از نسل کشی فرزندان مؤنث جلوگیری کند، این قانون اجازه میدهد ظرف 12 هفته اول سقط جنین به هر دلیلی و ظرف 20 هفته بارداری با دلایل پزشکی انجام شود. این در حالی است که در سال 2006 مجله لانیت گزارش داد ظرف 20 سال گذشته 10 میلیون جنین مؤنث در هند سقط شدهاند. فرزند مذکر نانآور خانواده است و ثروت خانواده را حفظ میکند ولی دختر نیاز به جهیزیه دارد و سر آخر همه چی به نام داماد تمام میشود این دلیل اصلی سقط جنین در هند است که باعث تظاهرات شده است. البته مجله لانیت مورد قبول انجمن پزشکی هند(ای ام ای)نیست که میگوید این قانون محدویتها را که در سال 2001 میلادی اعمال شده نادیده گرفته است. - او به طور غیرقانونی با دستگاه سونوگرافی جنسیت جنین را مشخص میکند، سقط جنین هم میکند، در ماه گذشته یکی از زنان محلی به خاطر سقط جنین جان خود را از دست داده است. وحشتناک است پلیس به نفع دکتر شارما که مغایر قانون رفتار میکند با ما برخورد کرد. این جنایت علیه بشریت است. این آدمها فکر میکنند جنین مؤنث انگل است. این نقل قولهایی بود از تظاهرکنندگان ... و اما نظرات پلیس؛ ما شکایتی دریافت کردیم که بیرون درمانگاه گروهی از زنان خیابان را بستهاند. اظهارات دکتر راهول شارها: من پزشک شرافتمندی هستم و از قانون اطاعت میکنم. اینجا یک دستگاه سونوگرافی دارم، اما این دستگاه فقط کمک میکند تا از سلامت جنین مطمئن شویم. سقط جنین هم انجام میدهم، اما اگر بیماران به لحاظ پزشکی آماده باشند و قانونی باشد.آآ
به نظر مي رسد سه مفهوم تفكر انتقادي، نئوماركسيست و پست مدرن بتواند چهره كاملي از اين گروه ترسيم كند. به واقع مخالفت آنها با پوزيتيويسم نشانگر رويكرد انتقادي و ارزشي آنان نسبت به مسائل است همچنين انتقادات شديداللحن آنان به نظام سرمايه داري و تلاش آنان براي اصلاح نظريه كلاسيك ماركسيستي كه البته با نگاهي انتقادي به آن نيز همراه بود آنان را در زمره نئوماركسيست ها قرار مي دهد و رويكرد آنان نسبت به روشنگري و مدرنيته نيز شايد اين گروه را در جايگاه اولين متفكران پست مدرن قرار دهد.
تئودور آدرنو و ماكس هوركهايمر، دو تن از متفكران بزرگ اين گروه در كتابي كه مشتركآ منتشر كردند يعني ((ديالكتيك روشنگري)) نشان مي دهند كه پروژه روشنگري به بن بست رسيده است چرا كه روشنگري، قرار بود براي بشر آزادي به ارمغان بياورد و مشوق تفكر انتقادي باشد در حالي كه برعكس منجر به پوزيتيويسم و سرمايه داري و بوروكراسي دست و پاگير شده است. براي روشن تر شدن مواضع اين گروه مي توان به اين نوشته آدرنو رجوع كرد كه :
(( اثر كلي صنعت فرهنگ، اثر ضد روشنگري است. روشنگري، همان سلطه فني _ تكنيكي پيشرفته، به عامل عوام فريبي توده ها و وسيله اي براي ممانعت از هشياري تبديل مي شود. روشنگري مانع از رشد افراد خود مختار و مستقلي مي شود كه براي خود تصميم مي گيرند و قضاوت مي كنند. روشنگري همچنين مانع از تلاش هاي انسان براي رهايي است. ))
تاكيد بر مفهوم صنعت فرهنگ نمايان مي كند كه اين مكتب در صدد واژگون كردن تلقي ماركسيسم كلاسيك از زيربنا بودن حوزه اقتصاد است. آنها به ما نشان مي دهند كه قوت سرمايه داري تنها به حوزه توليد مربوط نمي شود بلكه سرمايه داري با در اختيار گرفتن حوزه فرهنگ بقاي خود را تضمين كرده است. به واقع قدرت اساسي سرمايه داري از مقوله فرهنگ ناشي مي شود. اين مكتب مانند ماركس به تضادهاي دروني نظام سرمايه داري اذعان دارد ولي مانند ماركس، سرمايه داري را آنچنان بي ثبات و بحران زده نمي پندارد چرا كه معتقد است نظام سرمايه داري با ايجاد سطح رفاه بالاتر و رواج مصرف گرايي و ايجاد سازوكارهايي براي كنترل اجتماعي دقيق به واسطه رسانه ها و كالاهاي مصرفي خود را همچنان استوار نگاه داشته است. مي توان گفت كه اگر ماركس از خود بيگانگي را در توليد جستجو مي كرد مكتب فرانكفورت اين مقوله را در امر مصرف جستجو مي كند. دامن زدن به مصرف گرايي مردم را از توجه به نيازهاي واقعي شان باز مي دارد و نيازهاي واقعي و اصيل انساني را به نيازهايي كوچك تقليل مي دهد. آدرنو در نوشته هايش نشان مي دهد كه چگونه كالاهاي مصرفي و از جمله كالاهاي فرهنگي مانند موسيقي عامه، توده ها را در كودكي و دوران قبل از بلوغ نگاه مي دارد. به زعم او استاندارد شدن و هم شكل شدن كالاهاي مصرفي مروج همرنگ شدن با جماعت و در نتيجه كور كردن تفكر انتقادي است. البته وي معتقد است كه در اين گونه كالاها نوعي فرديت كاذب نيز تعبيه مي شود تا افراد احساس كنند كه كالاي منحصر به فردي را مصرف مي كنند. به طور مثال همه انواع موسيقي هاي پاپ تفاوت هاي چنداني با هم ندارند و در فرم و محتوا مانند هم هستند و تفاوت هاي كوچكي آنها را از هم متمايز مي كند.
والتر بنيامين از ديگر اعضاي اين گروه، استاندارد شدن و مشابه شدن كالاها را به نحو ديگري توصيف مي كند. بنيامين در مقاله خود با عنوان ((اثر هنري در عصر بازتوليد مكانيكي )) نشان مي دهد كه محصولات و صنايع دستي انساني در دوره ما قبل سرمايه داري ناشي از خلاقيت هاي انساني است و واجد معنا، قداست و اصالت است ولي كالاهاي توليد انبوه شده نظام سرمايه داري اين هاله هنري و پر رمز و راز را نابود مي كند. براي روشن شدن اين موضوع مي توانيم به تفاوت دو نوع فرش دستباف و ماشيني توجه كنيم تا بفهميم كه فناوري، چگونه هاله هاي قدسي و هنري را از محصولات معاصر ما زدوده است و آنها را مبدل به كالاهايي پيش پا افتاده و استاندارد كرده است كه به صورت جمعي مصرف مي شوند و ثمره مصرف جمعي هم از بين رفتن خلاقيت هاي ذهني و نابود شدن تفكر انتقادي است.
همان طور كه آدرنو اشاره كرده بود ترويج مصرف گرايي آن هم از نوع كالاهاي مصرفي استاندارد شده باعث فراموشي نيازهاي واقعي و اصيل انساني و تقليل يافتن آنها به نيازهايي مبتذل و كودكانه مي شود. به طور مثال نياز بشر به آزادي تبديل مي شود به آزادي در انتخاب كالاهاي مصرفي و يا انتخاب ميان دو حزب سياسي كه تفاوت چنداني با هم ندارند. آدرنو كه خود موسيقيدان بود با واكاوي موسيقي عامه نشان مي دهد كه چه طور اين موسيقي رفتار انسانها را كودكانه و منفعل مي كند. موسيقي عامه، انسان را به فكر فرو نمي برد. به همين دليل است كه در حالت هاي بي توجهي نيز مي توان به آنها گوش كرد و گاهي هم كه انسان متوجه سختي ها و نارضايتي هاي ناشي از ساختار نظام سرمايه داري مي شود، موسيقي ها و فيلم هاي عامه با دلداري دادن نقش تسكين دهنده و سازگار كننده را ايفا مي كنند. بدين ترتيب مصرف اين كالاهاي فرهنگي، تفكر انساني را به يك تعطيلات دائمي فرو مي برد. توليد اين نيازهاي كاذب نيز وظيفه صنعت فرهنگ است.
شايد صنعت فرهنگ در ادبيات مكتب فرانكفورت همان نقشي را ايفا مي كند كه مفهوم اقتصاد سياسي در نظريه ماركس ايفا مي كرد. مكتب فرانكفورت از خود بيگانگي ماركس را از حوزه توليد به حوزه مصرف مي كشاند و همچنين درصدد است تا نشان دهد كه مردم با مصرف كالاهاي فرهنگي نظام سرمايه چنان تحميق شده اند كه نمي توانند به اين سادگي ها متوجه وضعيت بغرنج زندگي خود شوند و شايد به همين دليل است كه هربرت ماركوزه، از ديگر اعضاي اين گروه، نيروي فعال براي انقلاب و اصلاح وضعيت را نه در ميان كارگران بلكه در ميان روشنفكران و دانشجوياني جستجو مي كند كه با آگاهي از اين وضعيت بر عليه سرنوشتي كه سرمايه داري برايشان رقم زده است قيام كنند.
گروه هایی نظیر سالخوردگان، معلولان ، مجرمان ، بیکاران، فقیران ، کودکان خیابانی و شاید مهم ترین اینها ، گروه های جوانان باشد، اغلب جزء مطرودین جامعه محسوب می شوند چرا که فعالیت های آنها نیز در میدان های اجتماعی منوط به پذیرش دیگر گروه ها و افراد جامعه است ولی از سوی جامعه مورد تأیید قرار نگرفته اند. فرصت های اجتماعی آنها در برابر افراد عادی جامعه بسیار محدود است و همین امر به کنار گذاشته شدن آنان از عرصه های مختلف اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ختم می شود. اما طرد را همیشه نمی توان ناشی از طرد کردن از سوی مردم دانست ، شاید گروهی خود تصمیم به کناره گیری از عرصه های مختلف حیات اجتماعی نمایند .اما در این مورد مقصود رانده شدن اجباری است نه داوطلبانه. نسل جوان امروز ایران در 3 حوزه آموزش ، اشتغال و تشکیل خانواده به حاشیه رانده شده است.دکتر صالحی اصفهانی در تحقیقی با عنوان
"The youth social exclusion in Iran" به بررسی عوامل ایجاد کننده طرد اجتماعی در بین جوانان ایرانی از دیدگاه اقتصادی پرداخته است. وی در تحقیق خود بیان می کند که " وضعیت کلان اقتصادی ، انفجار جمعیتی ناشی از نرخ های باروری در اواخر دهه 1970 و اواسط 1980 ، انتخاب ها و چالش های جدیدی را برای جوانان به ارمغان آورد. " و در نتیجه " گروه فوق العاده بزرگی از جوانان امروز به ازدحام درمدارس ، عدم توازن جنسی در ازدواج و افزایش فشار برای ورورد به بازرا کار رسمی دچار شدند ."
دکتر صالحی بر این اعتقاد است که گنجایش جوانان و عبور موفقیت آمیز آنها به بزرگسالی در 3 بعد تحلیل می شود:
کسب مهارت برای اشتغال فعال :
"در 20 سال گذشته رشد چشم گیری در دستاوردهای تحصیل جوانان ایرانی در سرتاسر کشور وجود داشته است که از طریق افزایش نرخ های ثبت نام معلوم می گردد. به هر حال همانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی ، بازار کار رسمی ایران به طور نامتناسبی به کسانی که دارای مدرک دانشگاهی بالاتر هستند ، پاداش های بالایی می دهد که بنابراین منجر به ایجاد نظام آموزشی مبتنی بر تمرکز بر تولید مدرک به جای افراد آموزش دیده می شود. "
یافتن یک شغل
" بعد از اتمام مدرسه ، جوانان ایرانی با چندین مانع در انتقال به اشتغال روبرو می شوند و تحصیل کردگان با نرخ بالای بیکاری و زمان طولانی مدت بیکار ماندن مواجه می شوند.قوانین سخت اشتغال در ایران در کمک به تعداد زیادی از جوانان جویای کار برای یافتن شغل مناسب ناتوان است."
ازدواج و تشکیل خانواده
"در دو دهه ی اخیر زندگی خانوادگی در ایران تغییرات اساسی کرده است. با کاهش نرخ باروری ، هم مردان و هم زنان بیشتر برای ازدواج صبر کرده اند. درصد مردان و زنان ازدواج نکرده ی بین 25 تا 29 سال به سرعت در حال افزایش است. به طوری که از 8 درصد به 25 درصد در زنان و در مردان از 20 درصد به 40 درصد افزایش یافته است.تخیر در خروج از خانه والدین در بین جوانان ایرانی نیز افزایش یافته است زیرا انها زمان بیشتری در مدرسه می مانند و نمی توانند به مکانی متعلق به خود نقل مکان کنند.
نسبت مردان 20 تا 29 ساله ای که با والدینشان زندگی می کنند از حدود 50 درصد در 1984 به حدود 75 درصد در 2005 و برای زنان از 20 درصد به 48 درصد افزایش یافته است.
این افزایش سن شاید یک پدیده مثبت باشد . شاید تأخیر در سن ازدواج و تشکیل خانواده و داشتن فرزنداز نتایج سرمایه گذاری در آموزش باشد ؛ اما مجرد ماندن مشکل تازه ای در انتقال به بزرگسالی به وجود می آورد.
شاید تأخیر در تشکیل خانواده واکنشی در برابر آداب و رسوم ازدواج باشد زیرا خرید مسکن و هزینه های خانواده رو به افزایش است."
دکتر اصفهانی به عوامل پدید آورنده حاشیه نشینی جوانان ایرانی بیشتر از منظر اقتصادی پرداخته است و با توجه به ساختار جمعیتی ایران مطالعات خود را انجام داده است.
در بسیاری از موارد بیشتر توجه به عواقب و پیامد های یأس به چشم می خورد و یأس و سرخوردگی جوانان به عنوان عاملی مهم در لایه های پنهان اجتماعی نادیده گرفته می شود و عموماٌ توجه به پدیده هایی مثل جرم ، انحراف ، حاشیه نشینی و . . . معطوف است.
روند بروز یأس اجتماعی و پیامدهای آن
از نظر مانهايم ، ارزش ها فرآورده هاي ساختگي (Manufactured) نيستند بلكه هنگامي ارزش ها توليد مي شوند كه " واقعيت اجتماعي در حال رشد ، مسائل غير قابل محاسبه و جديدي را به جريان هاي فكر عرضه مي كنند" ، در حالي كه اين جريان ها تدريجي و تكاملي باشند. در بین نسل جوان با اشاره با گسترش ارتباطات در سطح جهانی ، بسیاری از ارزش های دوره های قبل رنگ باخته و یا تغییراتی در آنها به وجود آمده و یا حتی ارزش های جدیدی پا به عرصه گذاشته اند و در کنار همه اینها ناتوانی در دستیابی به منابع و امکانات نیز بیشتر شده است و از تقابل نیاز و محرومیت ، یأس اجتماعی شکل می گیرد.
به حاشیه رانده شدن جوانان که سرمایه های اجتماعی بالقوه جامعه به حساب می آیند عواقب بسیاری دارد. تلاش جوانان برای کسب موقعیت های اجتماعی بالا تر و احراز منزلت اجتماعی عموماً محتوم به شکست است چرا که پاسخ های کانالیزه شده و مشخص جامعه و نهادهای اجتماعی راه را برای آنان تنگ می کند و پتانسیل بالایی در جامعه به هرز می رود. جامعه سرمایه های نمادینی را از طریق آموزش همگانی به نسل جوان می دهد وجوانان مجالی برای رفع توقعی که برایشان به وجود آمده در جامعه نمی یابند و در راستای همین عنوان دهی ( مهندس ، دکتر ، کارشناس و. . . ) فرصت ها و امکانات مطلوبی را نمی تواند برای آنان فراهم می آورد .( توکل و قاضی نژاد ، 1385 : 108)
می توان یأس را در عرصه های مختلف جامعه مورد بررسی قرار داد:
یأس اقتصادی:
عدم مشارکت اقتصادی ، بی ثباتی بازار کار ، نبود فرصت های شغلی مناسب با تخصص، تعدد مشاغل کاذب، وابستگی به والدین و... از عوامل ایجاد کننده ی یأس اجتماعی جوانان در عرصه اقتصادی هستند. نبود شغل و در نتیجه درآمد ، مشکلاتی مانند عدم تأمین نیاز های رفاهی ، ناتوانی در پرداخت هزینه های زندگی و بهای مسکن و بروز فقر را موجب می شود.
یأس اجتماعی:
سکونت در حاشیه شهرها ، نبود فرصت های مدنی و نبود تسهیلات رفاهی مناسب از سوی دولت ، جوانان را دچار سرخوردگی کرده است. در نظام دموکراتیک آموزش ، گروه های هم سن اغلب در مدارس ، دبیرستان ها و دانشگاه ها با هم آموزش می بینند و دوره ی زندگی مشترکی را با هم تجربه می کنند و در هنگام اتمام تحصیلات و ورود به جامعه و بازار کار مسیر شغلی جوانان فقیر و غنی از هم جدا می شود و این امر باعث می شود که آنان آموزش و پرورش را عاملی در محرومیت خود بدانند چرا که نتوانسته اند زودتر به بازار کار وارد شود و درآمدی داشته باشند. اغلب سطوح مشارکت مدنی در بین این جوانان پایین است و فرصت های کمی برای گذارن اوقات فراغت دارند. البته در این میان باید متذکر شد که کمبود وقت در زندگی بسیاری از کسانی که به حاشیه رانده شده اند وجود دارد؛ زمان عامل مهمی در فعالیت های مدنی محسوب می شود ولی نیاز های مالی و تکاپو برای برطرف کردن مایحتاج اغلب زمانی برای این گونه مشارکت های مدنی باقی نمی گذارد.
یأس سیاسی :
عدم مشارکت در انتخابات ،عدم شرکت در تظاهرات ، نبود انگیزه در فعالیت های حزبی و.. از پیامدهای یأس سیاسی جوانان به شمار می رود. جوانان به حاشیه رانده شده خود را ناتوان در تصمیم گیری های کلان جامعه دانسته و خود و حق رأی خودرا ناچیز دانسته و از فعالیت های سیاسی کناره گیری می کنند.البته ممکن است برخی از مطرودین علاقمند به فعالیت های سیاسی باشند ولی امکانات و فرصت های لازم را در اختیار نداشته باشند.
همین طور یأس را می توان در سه سطح خرد ، میانه وکلان مورد مطالعه قرار داد.
یاس در سطح کلان به ایجاد گروه هایی منفعل در جامعه می انجامد.گروه هایی که در تصمیم های کلان دخالتی نمی کنند عموماً، خود را نادیده انگاشته ، می پندارند و حضور خود را چنان ضعیف تلقی کرده که هر گونه مشارکتی در سطح کلان را بی تأثیر می دانند. در سطح میانه عدم مشارکت در گروه های اجتماعی، تماس نداشتن با افراد محل سکونت یا اشتغال از پیامد های یأس است. زندگی شهرنشینی و عدم مالکیت مسکن ، فرد را نسبت به کسانی که دارای محل سکونت دائمی در یک مکان هستند بی قدرت تر می کند و در نتیجه مشارکت فرد را در سطح محله و رفع مشکلات پایین می آورد .
در سطح فردی نیز به ضعف شبکه ارتباطی فرد ،انزوا ، افسردگی ،خودکشی، بروز انحرافات و غیره می توان اشاره کرد. نبود شغل ، عدم کسب فرصت های مناسب برای ازدواج و تشکیل خانواده زمینه را برای بروز انحراف و کجروی در بین جوانان فراهم می کند.
یأس اجتماعی در سه سطح خرد ، میانه و کلان
طبق نظریه ناهمنوایی مرتن ، نوآوران گروه هایی هستند که اهداف را قبول دارند اما راه های رسین به اهداف مورد پذیرش آنان نیست. ( تنهایی ، 1374 :209 ) بسیاری از جوانانی که برای امرار معاش و تأمین زندگی دست به قاچاق ، سرقت ، اختلاس و. . . می زنند از طریق راه های نا مشروع و نا مقبول در صدد رسیدن به اهداف مقبول در جامعه هستند.
هم چنین منزویان نیز کسانی هستند که نه اهداف و نه راه های رسیدن به اهداف را قبول ندارند و از جماعه کنار کشیده و منزوی شده اند.اصلاً هیچ چیزی را قبول ندارند و ظاهراً هیچ اخلاق ، ارزشی و اسلوبی را نمی پسندند. ( همان )
از رویکرد تضادی و با بررسی علل زیربنایی بسیاری از طرد شدن ها و حاشیه نشین کردن های اجتماعی را می توان نتیجه روابط نابرابر قدرت و منزلت در جامعه لحاظ کرد و عدم دستیابی جوانان به منابع مادی جامعه را حاصل تلاش نسل قبل در حفظ موقعیت خود دانست . نسل پیر که در موقعیت های تثبیت شده ای قرار دارند ، خواهان حفظ امکانات و فرصت ها برای خود هستند و بنابراین نسل جوان را از دستیابی به این منابع محروم می کنند و جوانان را به حاشیه میدان های اجتماعی می رانند.
اینترنت (internet) که برگرفته شده از کلمه inter-networking یک شبکه رایانه ای است که شبکه های گوناگون را به یکدیگرمتصل می کند.
به عنوان یک نام مناسب ، اینترنت یک شبکه بین المللی قابل دسترس برای عموم مردم است که شامل رایانه هایی است که بوسیله پروتکل TCP/IP جهت رد و بدل کردن بستههای اطلاعاتی و پروتکل ارتباطی با یکدیگر متصل هستند.
به هر عنوان بزرگترین شبکه از نوع ذکر شده در بالا را اینترنت می
نامند. هنر انتصال شبکههای مختلف با استفاده از این روش را internet
working مینامند.
بطور معمول ، اینترنت را معمولا با سرویس های مشهور آن مانند world wide web، پست الکترونیک میشناسند.
بوجود آورندگان اینترنت
سرفصل اصلی: تاریخ اینترنت
هسته اصلی شبکه هایی که اینترنت را تشکیل می دهند اولین بار در سال
1969 به نام ARPANET توسط آژانس پروژههای پیشرفته دفاعی| آژانس پروژه های
پیشرفته)) ، زیر نظر وزارت دفاع ایالات متحده بوجود آمد.
بعضی از تحقیقات اولیه در زمینه ساخت ARPANET شامل کار بر روی امکان گسترده کردن شبکه ها بر اساس تئوری صف بستن و سیستم سوئیچیگ بسته های اطلاعات بود.
در اول ژانویه سال 1983 ، ARPANET پروتکل اصلی شبکه خود را از NCP به TCP/IP تغییر داد و با این کار اینترنت به شکلی که ما امروز میشناسیم پدید آمد.
قدم مهم دیگری که در راه تشکیل اینترنت برداشته شده تشکیل مرکز ملی علوم بر روی اسکلت اصلی شبکه دانشگاهی بود که NSFNet نام داشت و در سال 1986 بوجود آمد. با این کار شبکه های مختلف و نا متجانس با موفقیت در غالب اینترنت با یکدیگر همساز شده و متصل گردیدند، شامل Usenet ، Fidonet و Bitnet .
در خلال سالهای دهه 1990
اینترنت کم کم و با موفقیت جایگزین اکثر شبکه های قبلی رایانه ای گردید.
گسترش معمولا یا مشکل مدیریت مرکزی مواجه می شد چون طبیعت پروتکل های
اینترنت به طوری بود که شرکت های سازنده را به هر چه بیشتر شرکت کردن در
این کار تشویق کرده و همچنین از اینکه یک شرکت خاص بتواند به تنهایی در آن
اعمال نفوذ کند و آن را در کنترل خود بگیرد جلوگیری می کرد.
اینترنت امروزی
اینترنت هم اکنون دارای قراردادهای گوناگونی در مورد پروتکل های ارتباطی
و شامل اطلاعات فنی آنها است که بوسیله آنها نوع تبادل اطلاعات در سطح
شبکه اینترنت توضیح داده می شود. این پروتکل ها توسط گروه های کاری مهندسی
اینترنت که برای اعمال نظر توسط عموم مردم نیز گشوده بوده و هست ، تهیه
شده اند.این گروه ها مدارکی تهیه کردند که چون در حین تشکیل از همگان
میخواست که نظرات خود را در مورد آنها بدهند به مدارک درخواست برای اعلام نظر یا (RFCs) معروف شدند. بعضی از این مدارک تا جایی پیشرفت کردند که توسط گروه تخصصی معماری اینترنت به عنوان استاندارد اینترنت تعیین گردیده اند.
بعضی از معروف ترین و پر استفاده ترین پروتکل های موجود در اینترنت اینها هستند:
IP
Internet protocol suite
TCP
UDP
DNS
PPP
SLIP
ICMP
POP3
IMAP
SMTP
HTTP
HTTPS
SSH
Telnet
FTP
LDAP
SSL
بعضی از سرویس های پراستفاده و محبوب در اینترنت که بر اساس این پروتکل ها کار میکنند از این قبیلند : پست الکترونیک ، USENet ، اشتراک گذاری فایل ، World Wide Web ، Gopher ، session access ، WAIS ، finger ،IRC (چت اینترنتی) ، MUD
ها . از همه این سرویس ها پست الکترونیکی و وب از همه بیشتر استفاده می
شوند و حتی سرویس های زیادی نیز بر اساس آنها ساخته شده اند مانند mailing list و وب لاگ . اینترنت همچنین توانایی سرویس دهی همزمان یا زنده را نیز فراهم آورده است مانند رادیو تحت وب و Webcast که قابل دسترسی در هر نقطه ای از دنیا هستند.
بعضی دیگر از سرویس های پر استفاده و محبوب در اینترنت به این روش
ساخته نشده اند بلکه بر اساس سیستم های خاص خود ساخته شده اند مانند : IRC ، ICQ ، AIM ، CDDB و Gnutella .
تحلیل ها و اظهار نظرات زیادی در مورد اینترنت و ساختار آن وجود دارد
. برای مثال اینکه سیستم Internet IP routing (سیستم مسیر یابی توسط
پروتکل IP در اینترنت) و لینک های موجود در وب میتوانند نمونه هایی از شبکه های قابل گسترش باشند.
فرهنگ اینترنت
اینترنت همچنین تاثیر بسیار عمیقی بر میزان دانایی و جهان بینی
داشته است. بوسیله تحقیق در اینترنت میتواند بوسیله جستجو بر اساس کلمات
باشد که توسط موتورهای جستجو مانند Google
امکان پذیر است. میلیونها انسان در سراسر دنیا میتوانند به راحتی به حجم
زیادی از اطلاعات گوناگون به صورت آن لاین دسترسی داشته باشند. همانند دایرة المعارف ها و کتابخانه های ملی، اینترنت نیز میتواند اطلاعات فراوان و پراکنده ای را به سرعت ارائه دهد.
بیشترین زبانی که در اینترنت از آن استفاده می شود انگلیسی
است . چون اصل اینترنت بر اساس این زبان تشکیل شده است و بیشتر نرم
افزارهای رایانه ای نیز به این زبان تهیه می گردند. علت دیگر آن عدم
توانایی رایانه های قدیمی برای پردازش حروفی غیر از الفبا ی غربی بود.
اما هم اکنون شبکه آنقدر گسترش پیدا کرده است که اطلاعات و تجربیات به
اندازه کافی به زبان های محلی در کشورهای مربوط تهیه و قابل دسترس باشند.
سایر موضوعات مرتبط
اینترنت پویا
Netiquette
دوستی در اینترنت
گشت و گذار در اینترنت
فرهنگ هکر ها
شوخی اینترنتی
تکه کلام های اینترنتی
هنر در اینترنت
نکات حقوقی و اخلاقی
هم اکنون نگرانی عمومی در مورد مطالب موجود در اینترنت وجود دارد. بعضی از جدال آمیز ترین آنها تخلف در کپی رایت ، جعل هویت و مکالمه تنفر آمیز هستند که وجود دارند و قانونی کردن آنها مشکل می باشد.
همچنین اینترنت یکی از علل مرگ و میر شناخته شده است . Brandon Vedas بعد از اینکه به توصیه ای که در IRC
به او شده بود و در مصرف دارویی که از مخلوط کردن چندین داروی مجاز و غیر
مجاز درست کرده بود ، زیاده روی کرد ، جان خود را از دست داد. shwan woolley بعد از اینکه همسرش به سرویس EverQuest معتاد شده بود و در حال نابودی خود و زندگی بود به خودش شلیک کرد و جان سپرد.
دسترسی به اینترنت
معمول ترین روش خانگی برای اتصال به اینترنت Dial-up و Broadband می باشد.
مکان های عمومی که از اینترنت در آنها استفاده می شود شامل کتابخانه ها و کافی نت
ها هستند. جایی که کامپیوتر متصل به اینترنت قابل دسترس است.همچنین دسترسی
به اینترنت از مکان هایی مثل سالن های فرودگاه ها امکان پذیر است . مکان
هایی که باید ایستاده و سریع کار با اینترنت را انجام به نام های گوناگونی
معروف هستند مثل کیوسک عمومی اینترنت ، ترمینال دسترسی عمومی یا تلفن پولی وب .
هم اکنون سیستم Wi-Fi می تواند امکان دسترسی به اینترنت را بصورت بی سیم فراهم کند. این سیستم یا Hotspot میتواند بصورت رایگان برای همه یا برای ثبت نام کنندگان و یا بصورت اشتراکی باشد. در این سیستم که در پی آن به عنوان مثال کافی نت Wi-Fi بوجود می آید افراد می بایست رایانه ای که قابلیت اتصال به شبکه بی سیم را دارد را با خود همراه داشته باشند. Hotspot
به محدوده مکانی خاصی وابسته نیست و میتواند در یک فضای باز و در یک پارک
یا منطقه مرکزی شهر قابل دسترس باشد.تلاش برای تشکیل این شبکه ها در نهایت
به تشکیل مجمع شبکه های بی سیم منجر شده است.
استفاده از رایانه شخصی برتری های زیادی نسبت به استفاده از رایانه
های عمومی دارد.بوسیله رایانه شخصی امکان دریافت و ارسال بیشتری فایل وجود
دارد با استفاده از مرورگر شخصی و ستینگ های شخصی آن. که این امکان در
رایانه عمومی وجود ندارد. همچنین استفاده از نرم افزارهای خاص و فضای
بیشتر جهت نگهداری اطلاعات و نامه های الکترونیک و فایلها. در رایانه های
عمومی فضای صندوق پستی الکترونیک و امکان اجرای نرم افزارها بسیار محدود
می باشد. با توجه به این موارد می بینیم که اگر امکان استفاده از رایانه
شخصی با سیستم بی سیم وجود داشته باشد برتری های زیادی به کاربران خواهد
داد.
کشورهایی که دسترسی به اینترنت را بصورت مطلوب و با سرعت مناسب در اختیار قرار می دهند از این قرارند : کره جنوبی که 50% جمعیت آن از اینترنت به روش Broadband استفاده میکنند . همچنین سوئد و ایالات متحده .
وابستگی به اینترنت
نگاه اجمالی
کامپیوتر و اینترنت
یکی از وسایل ارتباطی در عصر جدید است که توسط انسان بکار گرفته شده است.
این وسیله باعث سرعت و دقت در کارها و گسترش ارتباطات شده است بگونهای که
کره زمین را تبدیل به دهکده جهانی
کرده است. با وجود این ، نفوذ و گسترش آن باعث بروز مشکلاتی در جوامع شده
است. از این مشکلات میتوان به «کاهش روابط اجتماعی واقعی» و «وابستگی به
اینترنت» اشاره کرد. این نوعی تناقض است که علیرغم استفاده از اینترنت در
جهت برقراری «ارتباط فردی» این وسیله خود به «کاهش روابط» منجر میشود.
«نوع و کیفیت تعامل اجتماعی»
که این وسیله ارتباطی فراهم میآورد، علت این تنافض است. اینترنت از اهمیت
«مجاورت فیزیکی» (Physical Proximity) بوسیله بوجود آوردن شکل دیگری از
شبکههای ارتباطی (ارتباط مجازی) کاسته و ارتباط بین فردی ضعیفی را بوجود
میآورد. از طرف دیگر استفاده روز افزون از اینترنت منجر به شکل گیری و
گستر شنوع دیگری از «وابستگی و اعتیاد» (Dependency and Addiction) شده
است «وابستگی به اینترنت» به دلیل آنکه همانند اعتیاد به مواد مخدر «علائم ترک و مصرف» را دارا میباشد، منجر به طبقه بندی آن به عنوان یک اختلال شده است.
تاریخچه
ظهور این «اعتیاد» به عنوان یک اختلال جداگانه اولین بار در سال«1995» توسط «ایوان گلدبرگ» ، (Ivan.goldberg) مطرح شد و در سال «1996» توسط «یانگ» ، (Young) توسعه یافت. از آن پس مراکز درمانی در سراسر آمریکا بوجود آمد و حتی در دادگاه و سیستم قانونی این کشور وابستگی به اینترنت به عنوان یک «اختلال روانی» واقعی پذیرفته شد.
ویژگیهای بالینی وابستگی به اینترنت
«وابستگی به اینترنت» را «اعتیاد
مدرن» (Modern Addiction) نامگذاری کردهاند در واقع وابستگی به اینترنت
یک وابستگی واقعی همانند اعتیاد به مواد مخدر و وابستگیهای دیگر است. اگر
چه این نوع وابستگی مشکلات جسمی «اعتیادهای شیمیایی» را ندارد اما مشکلات
اجتماعی ناشی از آن همانند اعتیادهای دیگر است.
«از دست داد کنترل برروی رفتار ، علائم ناخوشایند ناشی از ترک ، عطش ولع زیاد برای کار با اینترنت ، گوشه گیری اجتماعی و افت تحصیلی
و شغلی» برخی از پیامدهای وابستگی به اینترنت هستنند. خصوصیات دیگری نیز
برای افراد وابسته به اینترنت ذکر شده است؛ مانند: «استفاده از اینترنت
برای فرار از مشکلات یا رفع احساس درماندگی ، گناه ، اضطراب و افسردگی ، دروغ گفتن مکرر به اعضای خانواده و دوستان برای پنهان کردن میزان درگیری با اینترنت».
تشخیص وابستگی به اینترنت
انجمن روانپزشکی آمریکا (A.P.A) معیارهای زیر را برای تشخیص اعتیاد به اینترنت پیشنهاد کرده است.
یک الگوی استفاده که موجب اختلال در عملکردها یا حالت ناخوشایند درونی
در طول یک دوره دوازده ماهه شده ، فرد حداقل باید سه معیار از معیارهای
هفتگانه زیر را داشته باشد:
علت شناسی وابستگی به اینترنت
علت کمی
تحقیقات متعددی بر میزان «ساعات» زیاد استفاده از اینترنت تأکید
کردهاند برای نمونه مطابق یک مطالعهای که در «دانشگاه تگزاس» برروی «531
دانشجو» انجام گرفت افراد وابسته به اینترنت (که با ملاکهای A.P.A شناسایی
شده بودند) در هفته بطور متوسط «یازده» ساعت با اینترنت کار کرده بودند.
علت کیفی
بنظر میرسد عامل مهمتر از عامل کمی در تعریف وابستگی به اینترنت
«عامل کیفیت» در حین کار با اینترنت است در واقع برخی از افراد بیش
از«بیست» ساعت در هفته با اینترنت کار میکنند، بدون آنکه مشکلی پیدا کنند
تحقیقات نشان میدهد بعضی فعالیتهای اینترنتی (نظیر بازیها و گبهای
اینترنتی) بیش از بقیه خاصیت «اعتیادزایی» دارند، و بطور کلی هر وقت کار
با اینترنت باعث کاسته شدن از اهمیت سایر جنبههای زندگی شود، حالت «مرضی»
(Abnormal) پیدا میکند.
روانشناسی احساس
مقدمه
تمام اطلاعاتی که ما از جهان پیرامون خود داریم از طریق حواس ما بدست
میآید. حواس ، ما را از خطرات احتمالی آگاه میسازد و اطلاعات لازم را
برای تفسیر رویدادها و پیش بینی آینده در اختیار میگذارد. همچنین از راه
حواس است که لذت و درد را احساس میکنیم، رنگها را تشخیص میدهیم. همه این
اطلاعات به ما کمک میکنند تا فرآیندهای پیچیدهتری چون ادراک
و شناخت را داشته باشیم. در واقع بدون حواس این فرآیندها نیز اتفاق نخواهد
افتاد و ما نخواهیم توانست تواناییهای دیگر ذهنی خود را بکار بگیریم.
با توجه به علاقهای که روانشناسان به بررسی اینگونه فرآیندهای پیچیده
و درک آنها دارند در مرحله اول لازم به نظر میرسد که از گامهای اولیه
آغازین این فرآیندها اطلاعات کامل داشته باشند. از اینجاست که به بررسی
چگونگی احساسات انسان میپردازند. روانشناسان احساس تلاش میکنند از راه
پروژهش کاربردی در زمینه فرآیندهای حسی سعی دارند توانایی تمییز و تفسیر
محرکهای حسی را در آدمیان تعیین کنند تا این توناییها بر الزامات تکالیف
گوناگون منطبق شود.بینایی
دستگاه بینایی انسان از چه اجزایی تشکیل یافته است؟ چگونه این اجزاء فعالیت میکنند و فعالیت آنها چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ انطباق با تاریکی چگونه اتفاق میافتد؟ پدیده زنگ بینی به چه صورت است و چگونه رنگها را تشخیص میدهیم؟ نظریههای مختلف در رنگ بینی کدامها هستند؟
ابعاد روانشانسی رنگ ، مساله کوررنگی
، ردهای تصویری طرح بینی و تفکیک دیداری ، پردازش عصبی طرحها ، بازشناسی
طرحها و ... از جمله مباحثی هستند که در بخش مربوط به بینایی توجه
روانشناسان احساس را خود جلب کردهاند. همچنین روانشناسان احساس در پی
آنند تا ارتباط این حس را با فرآیندهای دیگر ذهنی مثل تفکر ، حافظه و ... مورد بررسی قرار دهند. در این راستا مبحث حافظه تصویری و تفکر مطرح میشود.
شنوایی
دستگاه شنوایی انسان
از چه اجزایی تشکیل یافته است؟ به چه محرکاتی پاسخ میدهند و این محرکات
چه ویژگیهایی باید داشته باشند تا احساس شوند؟ نظریههای مربوط به شنوایی
، تاثیرات روان شناختی صداها ، مساله سر و صدا و ... از جمله مواردی هستند
که مورد توجه و بحث و بررسی روان شناسان احساس هستند. در این راستا
روانشناسان سعی میکنند بین ویژگیهای شنوایی و ادراک ذهنی ارتباط پیدا
کنند. بویایی
بویایی از نظر تکاملی یکی از ابتداییترین و مهمترین حسهاست. هر چند
که ظاهرا اهمیت آن کمتر از بینایی و شنوایی به نظر میرسد، اما اندام حس بویایی جایگاه برجستهای را در مغز
اشغال میکند. جایگاهی شایسته ، حسی که باید بر رفتار فرمان براند. از
آنجائیکه بویایی از هر حس دیگر به شیوه مستقیم با مغز ارتباط دارد، از
لحاظ کارکردهای روان شناختی نیز بسیار مورد توجه بوده است. شناسایی اجزاء
دستگاه بویایی ، مناطق مغزی درگیر در حس بویایی و کارکردهای روان شناختی
بویایی مثل تأثیر آن در یادگیری ، حافظه و ادراک از موارد مورد بحث در
حیطه روان شناسی احساس است.
به عنوان مثال ، دانشمندان دریافتهاند
که حشرات و بعضی از جانوران راههای بالاتر از حس بویایی برای برقراری
ارتباط استفاده میکنند. این جانوران نوعی ماده شیمیایی به نام فرومونها از خود ترشح میکنند و در هوا پخش میشود و همنوعان جانور را بسوی او جذب میکند. شواهد، حاکی از آنست که بقایای تحولی نوعی فرومون
ممکن است بر رفتار آدمیان نیز اثر بگذارد. یکی از این تاثیرات در رفتار
جنسی میمونها و انسان دیده شده است. تأثیرات فرمونها هر چند به اندازه
تاثیر آنها در جانوران ردههای پایینتر نباشد، چرا که عوامل فردی و
اجتماعی دیگر در این امر نقش دارند، اما هر چند خفیف هنوز در آدمیان در
کار است. سازندگان انواع ادکلنهای زنانه و مردانه از این یافته روانشناسی
احساس کمک میگیرند.
تداعی یک سو با شرایط و موقعیتهای خاص و
همچنین به یاد آوردن خودبخود یک بو و احساس آن از مطالب دیگر مورد بررسی
در روانشناسی احساس بویایی است. حتما به یاد دارید که گاهی یک بوی خاص
انواعی از خاطرات را برای شما زنده میکند، اینکه چه ارتباطی بین این
خاطرات و بو وجود دارد در حوزه روانشناسی احساس قابل بررسی است. علاوه بر
این بخاطر آوردن احساس آن در ذهن به عنوان یک مساله جالب مورد توجه است.
آیا این بو همان تأثیرات عصبی یک بوی واقعی را بر میانگیزد یا نه؟ چه
عواملی در به یادآوری آن سهیم هستند؟ در قلمرو احساس مطرح هستند. چشایی
بررسی اجزا درگیر حس چشایی ، ارتباط آنها با ادراک چشایی ، تأثیرات روانی از بین رفتن چشایی و تفاوتهای فردی در ادراک چشایی
از جمله مباحث مورد علاقه روانشناسی احساس است. تفاوتهای فرهنگی در
ترجیحات مربوط به مزهها نیز اغلب مورد بحث و جالب توجه روانشناسان بوده
است. برخی از فرهنگها گرایشات بیشتری نسبت به یک مزه نشان میدهند. به نظر
میرسد ترجیحات چشایی به مسائل فرهنگی ، جغرافیایی ، آب و هوا و ... ارتباط دارد.
حسهای پوستی
فشار ، درد ، گرما و سرما حسهای اصلی پوستی هستند. احساسات دیگر
پوستی مثل خارش ، غلغلک ، درد تند و تیز ، درد آرام آمیزههای مختلفی از
همان چهار حس اصلی هستند. بررسی ماهیت روان شناختی این احساسات اغلب مورد
توجه روانشناسان است. آگاهی از شیوه عمل این حواس روانشناسان در بررسی
پدیدههای پیچیدهتری مصل درک یک حس پوستی در شرایطی که محرک واقعی وجود
ندارد یاری کرده است. حس جنبش و تعادل
در واژگان روزمره واژهای وجود ندارد که بیانگر دستگاه حسی بخصوصی
باشد که ما را از موقعیت و جنبش اعضای بدن خویش آگاه کند. به زبان این حس
را حس جنبش میخوانند، یعنی حس مربوط به ماهیچه ، زردپیها و مفصلها.
اگر حس جنبش نبود کار حفظ موقعیت بدن و راه رفتن ، بالا رفتن و
کنترل حرکات ارادی از قبیل دراز کردن دست و یا چنگ زدن دستکاری بسیاری
دشوار میشد. معمولا چندان توجهی به این حس نداریم تا اینکه تصادفا پایمان
به خواب میرود و متوجه میشویم که راه رفتن بدون اطلاع از تماس پا به کف
تا چه حد سخت است. حس تعادل نیز به عنوان همکار حس جنبش با موقعیت کل بدن
در ارتباط است و جهت گیری بدن در فضا از تنظیم میکند.

